خمار شکن

لغت نامه دهخدا

خمارشکن. [ خ ُ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) آنچه خماری را از بین برد. شربتها و آچارها که تخفیف خمار دهد. ( یادداشت بخط مؤلف ):
کاین خمارت به از خمارشکن.سنائی.ساقی آرد گه خمارشکن
فقع شکرین ز دانه نار.خاقانی.اما این نوبت مهمان شیرگیر بود و میزبان بر خمارشکن تدبیر آبی سرد خواست و بر سر ریخت. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

آنچه خماری را از بین برد شربتها و آچار ها که تخفیف خمار دهد.

جمله سازی با خمار شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کارخانهٔ رخش بهار شکن ناردانهٔ لبش خمار شکن

💡 آیینه خمار شکن پیش دست توست از اضطراب تشنه دیدار غافلی

💡 خمار آورد ار خون دختران عنب بخوان اوست نکونشاه خمار شکن

💡 قصهٔ این پسر بپرس ازمن کین خمارش به از خمار شکن

💡 بیار ساقی گلرخ می خمار شکن به بوی مشک و صفای گلاب و رنگ عقیق

💡 تیغ نازت می خمار شکن بوالهوس را به ساغر اندازد

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز