خلوت گزیده
مترادفها
گوشهنشین، منزوی، خلوتنشین
متضادها
اجتماعی، معاشرتی
لغت نامه دهخدا
خلوت گزیده. [ خ َل ْ وَ گ ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) عزلت گزیده. منزوی. خلوت اختیار کرده:
خلوت گزیده را بتماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست بصحرا چه حاجت است.حافظ.
فرهنگ فارسی
عزلت گزیده منزوی
جمله سازی با خلوت گزیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جام وصل مست مدامند جان و دل تا ما به کوی میکده خلوت گزیدهایم
💡 گر شاهدان نه دنیی و دین میبرند و عقل پس زاهدان برای چه خلوت گزیدهاند
💡 توئی در کعبه و خلوت گزیده نمودی دیده و بُت برگزیده