خلن

لغت نامه دهخدا

خلن. [ خ ُ ل ِ ] ( ص ) بینی که مخاط و خلم از آن روان باشد. ( ناظم الاطباء ). کسی را گویند که پیوسته آب غلیظ از بینی او روان باشد. ( برهان قاطع ):
بینی خلن چو میش دارد
صدگرگ درونش بیش دارد.آغاجی.

فرهنگ فارسی

بینی که مخاط و خلم از آن روان باشد کسی را گویند که پیوسته آب غلیظ از بینی او روان باشد.

دانشنامه آزاد فارسی

خِلِن (Geleen)
شهری در استان لیمبورگ، در هلند، به فاصلۀ ۱۵کیلومتری ماستریخت، با ۳۳,۹۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۶). زمانی کالاهای وابسته به محصولات جانبی زغال سنگ از معادن مجاور تولید می کرد، اما صنایع اصلی آن اکنون تولید فرآورده های جانبی نفت و گاز طبیعی است.

جمله سازی با خلن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلیلی خلنی حتی اموتا چه سود از زندگی غیر از وبالی

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز