لغت نامه دهخدا
خلق عظیم. [ خ ُ ق ِ ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خوی بزرگ.
خلق عظیم. [ خ ُ ق ِ ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خوی بزرگ.
خوی بزرگ
💡 همان ز خلق خود این انتقام کش که ترا گناه جمله به گردن گرفته خلق عظیم
💡 بلبل شکار کرده به رنگ بهار فیض گلدسته های نکهت خلق عظیم را
💡 و گفت: خلق عظیم آن بود که او را هیچ همت نبود جز خدای.
💡 مقری بلبل قرائت کرد از اوراق گل از پی نعت محمد(ص) آیه خلق عظیم
💡 توفیق روزگار ز خلق عظیم یافت نام بزرگوار ز حسن شیم گرفت
💡 و گفت: خلق عظیم آن بود که او را هیچ همت نبود جز خدای.