خلط کردن

لغت نامه دهخدا

خلط کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مخلوط کردن. درهم کردن. آمیختن. || شوریدن. آشفتن. ( ناظم الاطباء ). تسویط. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

مخلوط کردن در هم کردن

جمله سازی با خلط کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آشفتگی و شبهه و عدم وضوح، ابهام‏ و اشتباه و خلط کردن بین اشیاء.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز