خلال کردن
مترادفها
سوراخ کردن، نفوذ کردن
لغت نامه دهخدا
خلال کردن. [ خ ِ/ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درآوردن خرده غذا میان دندانها بوسیله خلال. ( یادداشت بخط مؤلف ):
ز نوک نیزه بدندان خلال خواهی کرد.؟|| کنایه از دست از طعام بازکشیدن. ( آنندراج ). || ریزریز کردن پوست نارنج و غیره. ( ازحاشیه بر برهان قاطع چ معین ).
فرهنگ فارسی
در آوردن خرده غذا میان دندانها بوسیله خلال یا کنایه از دست از طعام باز کشیدن.
دانشنامه عمومی
خلال کردن یکی از روش های برش مواد غذایی با چاقوی آشپزخانه است. در این روش مواد غذایی به صورت نازک و بلند بریده می شوند. در این روش از قسمت وسط چاقو برای بریدن استفاده می شود.
جمله سازی با خلال کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مورد مرکبات، معمولاً سعی میشود به هنگام خلال کردن پوست، بخش سفیدی زیر پوست کمتر وارد خلال شود زیرا این قسمت مقداری تلخی دارد.
💡 آشپز با مهارت بسیار بالا شروع به خلال کردن گوشت کرد تا قطعات کوچک و یکدستی برای تهیه نوعی کباب سنتی آماده کند.
💡 قبل از قرار دادن میوهها در ظرف دسر، باید با دقت آنها را خلال کرد تا ظاهر زیبایی برای مهمانان داشته باشند.
💡 او برای تزئین ظرف سالاد، شروع به خلال کردن خیار و هویج کرد تا سفره را با رنگهای مختلف و جذاب تزیین کند.