لغت نامه دهخدا
خلاف قیاس. [ خ ِ / خ َ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مخالف نتیجه حاصله از قیاس. || مخالف قیاس فقهی. || برخلاف قواعد صرف و نحو.
خلاف قیاس. [ خ ِ / خ َ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مخالف نتیجه حاصله از قیاس. || مخالف قیاس فقهی. || برخلاف قواعد صرف و نحو.
مخالف نتیجه حاصله از قیاس یا مخالف قیاس فقهی.
💡 وگر رو نماید خلاف قیاس از آن نیز چندان ندارم هراس
💡 گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس نتیجه آمده بحری ز گوهر عباس