لغت نامه دهخدا
خل ودیوانه. [ خ ُ ل ُ دی ن َ / ن ِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) خل و چل. دیوانه. خل. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خل ودیوانه. [ خ ُ ل ُ دی ن َ / ن ِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) خل و چل. دیوانه. خل. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خل و چل دیوانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسنی پسر کوچکی است که در شهر خود به تنبلی و خواب آلودگی معروف است. اهالی شهر هر کدام به شیوهای تلاش میکنند او را از تنبلی پرهیز دهند، اما موفق نمیشوند. پس از آنکه ترفند دلاک شهر با تراشیدن موهای حسنی مؤثر نمیافتد، مادرش با استفاده از علاقهٔ حسنی به سیب و به کمک معلم مکتب خانه سعی میکند او را از خانه خارج کند. حسنی پی سیبها را میگیرد، اما به جای اینکه سر از مکتب خانه درآورد با ترفند آدم خل و دیوانهای آوارهٔ بیابانها میشود. در ادامه...
💡 زمانی که شروع به شکستن حدنصابها کردم، زمانی که رکوردهای الویس پریسلی و بیتلز را شکستم، زمانی که آلبومهایم به پرفروشترین آلبومهای جهان تبدیل شد؛ همان زمان بود که آنها (رسانهها و منابع خبری) مرا خل و دیوانه خطاب کردند. آنها مرا همجنسباز خطاب کردند. مرا بچهبازخواندند. گفتند پوستم را سفید کردم. آنها هر کاری کردند تا مردم را مقابل من قرار بدهند.