لغت نامه دهخدا
خفته ارکان. [ خ ُ ت َ / ت ِ اَ ] ( ص مرکب ) که رکن های آن از کار بازداشته شده باشد. ساکن شده. ساکن. آرام:
اگر جرعه ای بر زمین ریزی از می
فلک چون زمین خفته ارکان نماید.خاقانی.
خفته ارکان. [ خ ُ ت َ / ت ِ اَ ] ( ص مرکب ) که رکن های آن از کار بازداشته شده باشد. ساکن شده. ساکن. آرام:
اگر جرعه ای بر زمین ریزی از می
فلک چون زمین خفته ارکان نماید.خاقانی.
که رکن های آن از کار بازداشته شده باشد. ساکن شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر بوئی از جرعه بخشی فلک را فلک چون زمین خفته ارکان نماید