خطوط چهره

مترادف‌ها

چین و چروک صورت، خطوط صورت

لغت نامه دهخدا

خطوط چهره. [ خ ُطِ چ ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چین و چروکی که در صورت و سیما می باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

چین و چروکی که در صورت و سیما می باشد

جمله سازی با خطوط چهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دنائت طبع، پست فطرتى و لئامت، اين ناجوانمرد را تا بدين درجه از ناپاكىتنزل داده بود. ابوالفضل به سوى برادر بازگشت، طغيان و سركشى آنان را بازگوكرد، صداى دردناك كودكان را شنيد كه آواى العطش سرداده بودند، لبهاى خشكيده ورنگهاى پريده آنان را ديد و مشاهده كرد كه از شدت تشنگى در آستانه مرگ هستند،هراسان شد؛ درياى درد، در اعماق وجود حضرت موج مى زد، دردى كوبنده خطوط چهره اشرا درهم كشيد و با شجاعت به فريادرسى آنان برخاست؛ مشك را برداشت، بر اسب نشست، به طرف شريعه فرات تاخت، با نگهبانان درآويخت، آنان را پراكنده ساخت، حلقهمحاصره را درهم شكست و آنجا را در اختيار گرفت. جگرش از شدت تشنگى چون اخگرىمى سوخت، مشتى آب برگرفت تا بنوشد، ليكن به ياد تشنگى برادرش و بانوان وكودكان افتاد، آب را ريخت، عطش خود را فرونشاند و گفت:

💡 با گذشت سالیان متمادی و تجربه کردن سختی‌های مختلف زندگی، خطوط چهره این مرد سالخورده به وضوح نشان‌دهنده داستان‌های پر فراز و نشیب گذشته او هستند.

💡 متخصصان زیبایی معتقدند که ایجاد خطوط چهره عمیق در ناحیه اطراف چشم، معمولاً در اثر خندیدن زیاد یا قرار گرفتن در معرض نور شدید خورشید ایجاد می‌شود.

💡 او تلاش می‌کرد با استفاده از لوازم آرایشی مناسب، بخش‌هایی از خطوط چهره خود را پوشانده تا کمی جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر برسد و اعتماد به نفس پیدا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران