خط جام

لغت نامه دهخدا

خط جام. [ خ َطْ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطهایی که در جام جم است و در غیر این نیز می آید. ( آنندراج ):
باده مشک است و زعفران در جام
پس خط جام چون خط طیار.خاقانی.تیره شد آب اختران ز آتش روز و می کشد
بر درجات خط جام آب چو آتش اختری.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خطهایی که در جام جم است و در غیر آن نیز می آید.

جمله سازی با خط جام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در صلحنامهٔ هوش ثبت است بی‌دماغی رحمی است کز خط جام بندد کمر نگینم

💡 تو چون به جلوه زمین را ز باده آب دهی افق به دور زمین خط جام می گردد

💡 ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد دیری ست که مستانه پیامی نفرستاد

💡 پیش هر کس نتوان کرد دل خود خالی ننهم سر به خط جام چو مینا چه کنم؟

💡 هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید به توبه نامهٔ من، یار خط جام کشید

💡 بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است طوق‌گردن همچو قمری خط جام ما بس است

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز