خشکناب
لغت نامه دهخدا
خشکناب. [ خ ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر، واقع در 7 هزارگزی جنوب خاوری هریس و 31 هزارگزی شوسه تبریز به اهر. این دهکده در جلگه واقع است با آب و هوای معتدل.آب آن از چشمه و محصول آن غلات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی فرش و گلیم بافی و راه آن ارابه رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
خشکناب. [ خ ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز، واقع در 31 هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و 3هزارگزی شوسه میانه تبریز. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای نواحی سردسیری. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است جزئ دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز واقع در ۳۱ هزار گزی جنوب خاوری بستان آباد و ۳ هزار گزی شوسه میانه تبریز.
جمله سازی با خشکناب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهریار در این اثر از دوران کودکی خود در خشکناب، که در پای کوهی به نام حیدربابا قرار دارد یاد میکند. او کوه کوچک حیدربابا را خطاب قرار داده و توصیف گیرائی از طبیعت و مردمان آن سامان به دست میدهد و گاه احساس خود از اوضاع گذشته و حال را با زبانی ساده و بیتکلف و نزدیک به زبان عامهٔ مردم بیان میکند.
💡 کوه حیدربابا در روستای قیش قورشاق است که به اشتباه در روستای خشکناب نوشته شدهاست.