خشک و خالی
مترادفها
ساده، بیروح، تهی
متضادها
پر، لبریز
لغت نامه دهخدا
خشک و خالی. [ خ ُ ک ُ ] ( ترکیب عطفی،ص مرکب ) بدون مضافات. اصل یک چیز بدون هیچ زیادی.
- تعارف خشک و خالی؛ تعارف بدون صمیمیت.
- زمین خشک و خالی؛ زمین بدون کشت و بزر.
- کاغذ خشک و خالی؛ کاغذ بدون تعارف و محبت. چون: او بعد از یک سال یک کاغذ خشک و خالی هم ننوشت تا چه رسد به آنکه محبتی و تعارفی نیز بنماید.
فرهنگ فارسی
بدون مضافات اصل یک چیز بدون هیچ زیادی.
جمله سازی با خشک و خالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشته ام از فاقه همچون تیر بی پر گوشه گیر خانه های خشک و خالی چون کمان باشد مرا
💡 واژه بیابان از ترکیب بی + آب + آن به معنای مکان بدون آب ساخته شدهاست. در فارسی به بیابان بسیار خشک و خالی بیابان برهوت گفته میشود. در زبان ترکی به جای کلمه بیرون از کلمه بیابان استفاده میکنند، مثلاً میگویند: فلانی رفته بیابان (به معنی بیرون) علت این نوع استعمال به گذشته دور جایی که مغولها به این مناطق حملهور شدند بر میگردد چون مغولان صحرانشین بودند و در خیمههایی در بیابان به سر میبردند؛ بیرون از خیمه میشود بیابان! بنابراین این فرهنگ بعدها وارد شهر شد.