خشک دامان

لغت نامه دهخدا

خشک دامان. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) نیکوکار. پاکدامن. خشک دامن. مقابل تردامن:
خشک دامان شوم انشأاﷲ.خاقانی.اصفیا را پیش کوه استاده سوزان دل چو شمع
همچو شمعاز اشک غرق و خشک دامان دیده اند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

نیکو کار پاکدامن

جمله سازی با خشک دامان

💡 اصفیا را پیش کوه استاده سوزان دل چو شمع همچو شمع از اشک غرق و خشک دامان دیده‌اند

💡 چون شگرفان ره از گرد سفر خشک دامان شوم انشاء الله

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز