خشک جنبان
لغت نامه دهخدا
خشک جنبان. [ خ ُ جُم ْ ] ( نف مرکب ) کسی که جنبش و حرکات وی بی نفع و فایده باشد. ( از ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری ):
نپذیرد نماز بار خدای
خشک جنبان بود همیشه گدای.سنائی ( از انجمن آرای ناصری ).چون حدث کردی تو ناگه در نماز
گویدت سوی طهارت رو بتاز
ور نرفتی خشک جنبان میشوی
خود نمازت رفت بنشین ای غوی.مولوی ( از انجمن آرای ناصری ).
فرهنگ فارسی
کسی که جنبش و حرکات وی بی نفع و فایده باشد.
جمله سازی با خشک جنبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان گدازد نماز بار خدای خشک جنبان بود همیشه گدای