کون جنبان

لغت نامه دهخدا

کون جنبان. [ جُم ْ ] ( نف مرکب ) رقاص و مسخره.( آنندراج ). کون جنباننده. کسی که در حال رقص نشستنگاه خود را حرکت دهد. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز نی آموز در صحرا سماع بیخودی کردن
کمانچه وار باشی چند کون جنبان محفلها.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).|| ( ق مرکب ) رقص کنان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که در حال رقص نشستگاه خود را حرکت دهد.

جمله سازی با کون جنبان

💡 دایه در گهواره کون جنبانی آموزد به طفل تا به پیش اهل دنیا اعتباری باشدش

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز