خشوعی
مترادفها
فروتن، متواضع، خاشع، عبادتگزار
متضادها
متکبر، مغرور، خودپسند
لغت نامه دهخدا
خشوعی. [ خ ُ ] ( اِخ ) برکات بن شیخ ابی اسحاق ابراهیم شیخ ابوالفضل طاهربن برکات بن ابراهیم دمشقی جیرونی از محدثان است که بسال 510 هَ. ق. متولد شدو بسال 598 هَ. ق. درگذشت. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جمله سازی با خشوعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سعیدا از شکست سنگ اثر در مومیا افتد خشوعی نیست چون در دل اجابت از دعا افتد
💡 او با نگاهی خشوعی و متواضعانه به پیشگاه خداوند دعا میکرد و گویی تمام دغدغههای دنیوی را در آن لحظه به فراموشی سپرده بود.
💡 در آن فضای معنوی و ساکت، حضور او با آن حالت خشوعی خاص، آرامش عجیبی را به تمام حاضران در آن مراسم مذهبی بخشید.
💡 رفتار خشوعی و فروتنی یک انسان در برابر حقیقت، نشان از بزرگی روح و پاکی قلب او در میان جامعه دارد.