خزان کردن

لغت نامه دهخدا

خزان کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زرد شدن و ریختن برگ درختان و دیگر نباتات. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

زرد شدن و ریختن برگ درختان و دیگر نباتات.

جمله سازی با خزان کردن

💡 نعمت الوان بدست مرد در رفتن خوش است در خزان کردن حنا را بیشتر زیب و بهاست

💡 ز خونشان نوبهار سیل کردی در خزان آنجا که داند نوبهار و سیل هرگز در خزان کردن

💡 ز فکر عاقبت دل را چه فارغ بال می سازد در ایام بهاران چون گل رعنا خزان کردن

💡 جوانی چشم نگشوده است، کآمد موسم پیری درین گلزار گل ناکرده می‌باید خزان کردن

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز