خریفی

لغت نامه دهخدا

خریفی. [ خ َ ] ( ص نسبی ) خزانی. تیرماهی. پائیزی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || محصول و خرمن پائیزی. ( ناظم الاطباء ). || هر گیاهی که در موسم درو روئیده باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خزانی تیر ماهی

جمله سازی با خریفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چنار از تندی باد خریفی در چمن چون گل غران، خروشان گشته و آتش فشان

💡 گشته چابک بسکه گلهای خریفی در نمو کرده از نشو و نما مشق پریدن زعفران

💡 سخن از هایده برای نخستین بار به مدت یک شب به بهانهٔ سالگرد درگذشت هایده در مرکز فرهنگی خریفیون (وابسته به دانشگاه آمستردام) در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۹ به نمایش درآمد؛ برنامه با استقبال جامعه ایرانی در هلند و رسانه‌های فارسی‌زبان در اروپا و آمریکا مواجه شد. تلویزیون صدای آمریکا، رادیو بی.بی.سی، رادیو فردا و... پیش از نمایش با مستندساز مصاحبه کردند و تریلر فیلم را نیز پخش کردند.

💡 پیری و جوانی این دو در من این کرد بهاری آن خریفی

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز