لغت نامه دهخدا
خرگه مه. [ خ َ گ َ هَِ م َ هَْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هاله. خرمن ماه. خرگاه ماه. ( برهان قاطع ). || ( اِخ ) کنایه از برج سرطان که خانه ماه است، خاصیت برج سردتر است. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
خرگه مه. [ خ َ گ َ هَِ م َ هَْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هاله. خرمن ماه. خرگاه ماه. ( برهان قاطع ). || ( اِخ ) کنایه از برج سرطان که خانه ماه است، خاصیت برج سردتر است. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
هاله خرمن ماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن خیمه کز خرگه مه براست مه خرگهی بر به بند اندر است
💡 بکرد سراندیب خرگه زدند درفش از بر خرگه مه زدند
💡 تا ساخت از تو مرکز خویش آفتاب ملک الحق بسی ز خرگه مه خوبتر شدی