واژه «خرگر» در متون لغوی فارسی کهن به پدیدهای طبیعی و آسمانی اشاره دارد که همان هاله نورانی و حلقه روشن اطراف ماه است و در برخی منابع با تعبیرهایی مانند «خرمن ماه» یا «شایورد» نیز بیان شده است. این واژه برای توصیف حالتی به کار میرود که در شبهای خاص، به دلیل شرایط جوی و وجود ذرات معلق در هوا، حلقهای از نور به صورت دایرهای یا گسترده پیرامون قرص ماه دیده میشود و جلوهای چشمنواز و شاعرانه در آسمان ایجاد میکند. در زبان و ادبیات قدیم، این پدیده تنها یک مشاهده طبیعی ساده نبوده، بلکه به عنوان تصویری زیباشناختی و الهامبخش در توصیف آسمان شب و زیباییهای کیهانی مورد توجه قرار میگرفته است. به همین دلیل، واژه «خرگر» در کنار واژههایی مانند خرمن ماه به کار رفته تا گستردگی و انبوهی نور پراکنده در اطراف ماه را به صورت تصویری بیان کند. این کاربرد نشان میدهد که ذهن زبانساز فارسی برای بیان پدیدههای طبیعی از تشبیهات ملموس و کشاورزیمحور نیز بهره میبرده است، به طوری که نور حلقهای ماه به خرمنی از نور تشبیه شده است. این هاله در فرهنگ عامه نیز گاهی نشانه تغییرات آبوهوایی یا پیشزمینه بارش تلقی میشده است، هرچند در اصل یک پدیده نوری ناشی از شکست و پراکندگی نور در جو زمین است. بنابراین «خرگر» واژهای توصیفی و تصویری برای همان حلقه نورانی اطراف ماه است که در زبان کهن با جلوهای شاعرانه و تشبیهی بیان شده است.
خرگر
لغت نامه دهخدا
خرگر.[ خ َ گ َ ] ( اِ ) خرمن و هاله ماه. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با خرگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر جبههٔ نحسش اثر داغ مزور همچون اثر داغگری بر خرگر بر