لغت نامه دهخدا
خروان. [ خ َرْ] ( ص مرکب ) خربان. حَمّار. ( محمودبن عمر ربنجنی ).
خروان. [ خ َرْ] ( ص مرکب ) خربان. حَمّار. ( محمودبن عمر ربنجنی ).
خربان حمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهستان حصار خروان نام دهستانی است در بخش محمدیه شهرستان البرز در استان قزوین ایران که بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۹٫۶۶۲ نفر (۳۲۱۱ خانوار) بودهاست.
💡 زبانِ مردمِ حصار خروان تاتی و زبان دُیُم آنان فارسی است. حصار خروان برای جایگاهِ جغرافیاییِ خود مهاجرینی از دیگر جاها در خود جای داده است.
💡 خروان علیا، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران.
💡 خروان سفلی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان طبس استان خراسان جنوبی ایران.