این کلمه در معنای ادبی و قدیمی به کسی یا چیزی گفته میشود که دارای اندک نگرش و کمبینی است و توانایی درک کامل امور و حقایق را ندارد. در متون کلاسیک فارسی، خردمنش به فردی اشاره دارد که دیدگاه محدودی دارد و نمیتواند با فهم و درایت مسائل را بهدرستی تشخیص دهد. مثال شعری «هرگز ندهد خُردمنش را بر خود راه / کز خُردمنش محتشمان را حدثان است» نشان میدهد که افراد خردمنش نمیتوانند شأن و جایگاه بزرگان یا امور مهم را درک کنند و تنها حدسها و گمانهای اندک دارند. این واژه در اصل بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده محدودیت فکری، کمبینی و فقدان درایت در رفتار و قضاوت است. در متون اخلاقی و ادبی، خردمنش معمولاً نقطه مقابل فرد فرزانه و دوراندیش قرار میگیرد، زیرا فرد خردمند توانایی درک عمیق و دید وسیع دارد. این واژه همچنین نشاندهنده ضعف در بینش و تجربه فرد است و به نوعی کمفکری یا سطحینگری را بیان میکند.
خردمنش
لغت نامه دهخدا
خردمنش. [ خ ُ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) اندک نگرش. کم بین:
هرگز ندهد خردمنش را بر خود راه
کز خردمنش محتشمان را حدثان است.منوچهری.
جمله سازی با خردمنش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگز ندهد خردمنش را بر خود راه کز خردمنش محتشمانرا حدثانست