خربزه زار

لغت نامه دهخدا

خربزه زار. [ خ َ ب ُ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) فالیز خربزه و خیار و جز آن. ( ناظم الاطباء ). کشت زار حاوی خربزه. مَبطَخه. ( یادداشت بخط مؤلف ):
قاضی که به رشوت بخورد پنج خیار
ثابت کند از بهر تو صد خربزه زار.سعدی ( گلستان ).

فرهنگ عمید

زمینی که در آن خربزه می کارند، جالیز.

فرهنگ فارسی

فالیز خربزه و خیار و جز آن کشت زار حاوی خربزه مبطخه.

جمله سازی با خربزه زار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کی دید خربزه زاری لطیف بی‌ سر خر ؟ که من بجستم عمری ندیده‌ام باری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران