خرابه سر

لغت نامه دهخدا

خرابه سر. [ خ َب َ س َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان لنگا شهرستان شهسوار. واقع در هفت هزارگزی عباس آباد. و دارای ده تن سکنه می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج سوم ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان لنگا شهرستان شهسوار.

جمله سازی با خرابه سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معروف اين است كه حضرت رقيه عليه السلام در همين خانه يا بازداشتگاه به شهادترسيده است. در مورد مدت توقف اهل بيت عليه السلام در خرابه، به اختلافنقل شده، به طورى كه نمى توان براى آن تعيين وقت كرد. هرگاه وروداهل بيت عليه السلام به شام را طبق گفته مورخان، آغاز ماه صفر بدانيم و شهادت حضرترقيه عليه السلام را در پنجم آن، نتيجه مى گيريم كه حضرت رقيه عليه السلام خودچهار روز در آن خرابه سر برده است. همچنين در مورد دشوارى وضع خرابه، غير ازآنچه گفته شد، مطالب ديگرى نيز نقل شده است. از جمله اينكه، ديوار آن خرابه كجشده و در حال خراب شدن بود.

💡 یک عمر گنج در دل ویرانه آرمید یک شب درین خرابه سر آری چه می‌شود؟

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز