لغت نامه دهخدا
خدلج. [ خ َ دَ ل ْ ل َ ] ( ع ص ) زن دو ذراع و دو ساق پرگوشت. ( از متن اللغة ). || دو ساق پرگوشت. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ). مؤنث و مذکر در آن متساویست، یعنی «هی خدلج » و «هو خدلج ». ( از معجم الوسیط ).
خدلج. [ خ َ دَ ل ْ ل َ ] ( ع ص ) زن دو ذراع و دو ساق پرگوشت. ( از متن اللغة ). || دو ساق پرگوشت. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ). مؤنث و مذکر در آن متساویست، یعنی «هی خدلج » و «هو خدلج ». ( از معجم الوسیط ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بات يقاسيهاغلام كالزلم ------ خدلج الساقين ممسوح القدم