خدای بین
لغت نامه دهخدا
خدای بین. [ خ ُ ] ( نف مرکب ) خدابین. آنکه خدای بین است. آنکه در امور توجه بخدای دارد. دیندار. آنکه بیک چشم زدن غافل از خدای نباشد. مقابل خودبین:
وآن کس کو نیست خویشتن بین
معصوم خدای بین شمارش.خاقانی.نظر خدای بینان ز سر هوا نباشد
سفر نیازمندان ز سر خطا نباشد.سعدی ( طیبات ).- امثال:
هیچ خودبین خدای بین نبود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه در اعمال و رفتار خود متوجه خدا باشد.
جمله سازی با خدای بین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خود بینی تو را به خود پروا نیست با این همّت خدای بین نتوان شد
💡 در هر گره نگه کن وضع خدای بین در هم ببسته موسی و فرعون و سامری
💡 نظرِ خدای بینان ز سرِ هوا نباشد سفرِ نیازمندان ز سرِ خطا نباشد
💡 خدای بین نیی ای پارسا که دل دهدت که چشم خویش ز روی نکو بگردانی
💡 هستی خویش و دیگران پاک فکند بر کران تا به رخت فراز شد چشم خدای بین من
💡 گر چشم خدای بین نباشد باری خورشید پرست به که گوساله پرست