خدا نکرده
مترادفها
حاشا، خدا نکند
لغت نامه دهخدا
خدانکرده. [ خ ُ ن َ ک َ دَ / دِ ] ( ق مرکب ) خداناکرده. خدانخواسته. رجوع به خداناکرده شود:
تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین
همه غمم بود از همین که خدانکرده خطا کنی.هاتف اصفهانی.
فرهنگ فارسی
خدا ناکرده خدا نخواسته
جمله سازی با خدا نکرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خدا نکرده مگر، زخم کاریی داری که این زمان پدرت را، نمی کنی یاری
💡 گرفتهام به غمش الفتی و میترسم خدا نکرده به من یار مهربان گردد
💡 دستی که از رکاب سمندش بریده شد ترسم خدا نکرده نگیرد عنان او
💡 غافل خدا نکرده مبادا خطا شود دل می تپد به سینه ما چون تپید تیر
💡 هزار سال اگر بر درخت باشد شاخ خدا نکرده نگردد نهال در بستان
💡 ندانم این دل صدپاره را چه چاره کنم خدا نکرده اگر تیر او خطا بکند
💡 اگر خدا نکرده اتفاق ناگواری برای خانواده ایشان بیفتد، تمام دوستان و نزدیکان آمادهاند تا در تمامی مراحل دشوار زندگی با آنها همراهی و حمایت کنند.
💡 باید مراقب سلامت خود باشیم تا اگر خدا نکرده دچار بیماریهای جدی نشویم و بتوانیم به فعالیتهای روزمره و مفید خود در جامعه ادامه دهیم.
💡 امیدوارم که اگر خدا نکرده پروژهای با شکست مواجه شود، تیم ما بتواند با برنامهریزی مجدد، آن را به موفقیت و هدفی که تعیین شده برساند.