لغت نامه دهخدا
خجسته پرگار. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ پ َرْ ] ( اِ مرکب ) پرگار خجسته و مبارک. کنایه از دوران و حرکت دوری خوش و خجسته است:
بوداول آن خجسته پرگار
نام ملکی که نیستش یار.نظامی.
خجسته پرگار. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ پ َرْ ] ( اِ مرکب ) پرگار خجسته و مبارک. کنایه از دوران و حرکت دوری خوش و خجسته است:
بوداول آن خجسته پرگار
نام ملکی که نیستش یار.نظامی.
پرگار خجسته و مبارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود اول آن خجسته پرگار نام ملکی که نیستش یار