لغت نامه دهخدا
خجسته فر. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ف َرر ] ( ص مرکب ) فرخ فر. فرخنده فر. نکوفر. مبارک فر. نکوفر. و رجوع به فر شود.
خجسته فر. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ف َرر ] ( ص مرکب ) فرخ فر. فرخنده فر. نکوفر. مبارک فر. نکوفر. و رجوع به فر شود.
فرخ فر فرخنده فر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدم بخواب دوش درختی خجسته فر خاکش بزیر سایه و چرخش بزیر پر
💡 فرخنده باد مقدم عید خجسته فر بر روزگار دولت دارای بحر و بر
💡 همای همت جامی خجسته فر مرغی است گشاده پر به هوای فضای عالم عشق
💡 وگر همای نگیرد خجسته فری ازو بران همای شو پر و بال بارو وبال
💡 این مرغ خجسته فر که میمون بادا پروازگهش فراز گردون بادا