لغت نامه دهخدا
خاکباز. ( اِ مرکب ) نوعی از بازی است. ( ناظم الاطباء ). || ( نف مرکب ) کنایه از طفل است چون با خاک بازی می کند.
خاکباز. ( اِ مرکب ) نوعی از بازی است. ( ناظم الاطباء ). || ( نف مرکب ) کنایه از طفل است چون با خاک بازی می کند.
نوعی از بازیست. یا کنایه از طفل است چون با خاک بازی می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید حسین خاکباز محسنی (زاده ۱۲۷۴ اراک) نماینده اراک در مجلس شورای ملی بود.
💡 بر گدایانِ درِ خود ترکتازی میکنی خاک عالم بر سر تو خاکبازی میکنی
💡 خاکباز در دورههای شانزدهم و هجدهم نیز نماینده اراک در مجلس شورای ملی بود.
💡 رو به گرد خاکبازی گرد کین آن راه نیست کاندرین ره با براق خلد خر تازی کنی
💡 عشق از بس غافلم کرده ست از خود، می کنم همچو طفلان خاکبازی با غبار خویشتن
💡 خمار درد نوشان را می ناصاف می باید توان در خاکساری یافت ذوق خاکبازی را