لغت نامه دهخدا
خاک پی.[ ک ِ پ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاکپا. خاکپای.
خاک پی.[ ک ِ پ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاکپا. خاکپای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر این زادم و هم بر این بگذرم یقین دان که خاک پی حیدرم
💡 برین زادم و هم برین بگذرم چنان دان که خاک پی حیدرم
💡 بیشتر گوشه نشینان جهان صیادند دام در خاک پی صید نهان میگردد
💡 بر این زادم و هم بر این بگذرم چنان دان که خاک پی حیدرم
💡 ز بس کش بخاک اندرون گنج بود ازو خاک پی خسته (خوسته) را رنج بود
💡 که خاک پی او ببوسد هژبر نیارد گذشتن به سر برش ابر