خاک فشاندن

لغت نامه دهخدا

خاک فشاندن. [ ف َ / ف ِ دَ ] ( مص مرکب ) خاک پاشیدن:
فشاندش قضا بر سر از فاقه خاک.( بوستان ).

فرهنگ فارسی

خاک پاشیدن

جمله سازی با خاک فشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صائب مگو به مردن بیدرد حرف عشق آب خضر به خاک فشاندن کمال نیست

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز