خانی یک

لغت نامه دهخدا

خانی یک. [ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان فراشبند بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد واقع در 76 هزارگزی شمال باختر فیروزآباد و کنار راه فرعی فراشبند به کازرون. ناحیه ای است در جلگه و گرمسیر دارای 541 تن سکنه که شیعی مذهب و فارسی زبانند. آب آنجا از قنات و محصول آن غلات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند و راه آنجا مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان فراشبند بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد.

جمله سازی با خانی یک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسعود قره خانی یک سیاستمدار کلیدی برای حزب کارگر نروژ است و نزدیک بود که اولین شهردار غیرغربی یک شهر نروژی شود. پدرش بیژن از فعالان برجسته اتحادیه کارگری است. یکی دیگر از سیاستمداران حزب کارگر، فرحناز بهرامی که در سال ۱۹۹۰ از ایران گریخت و در سال ۱۹۹۷ تابعیت نروژی گرفت. او در سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ به عنوان معاون پارلمان در شهرستان هدمارک انتخاب شد.

💡 غار سفید خانی یکی از غارهای واقع در استان مرکزی می‌باشد که در ۱۸ کیلومتری جنوب شهر اراک و در کوه سفید خانی قرار دارد.

💡 هر سپاهی ز لشکر سلطان شاه و خانی یکی است تا دانی

💡 حسین‌آباد خانی یک روستا در ایران است که در دهستان شریف‌آباد (سیرجان) واقع شده‌است. حسین‌آباد خانی ۱۵ نفر جمعیت دارد.

کاف یعنی چه؟
کاف یعنی چه؟
طلسم یعنی چه؟
طلسم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز