خالی یافتن
مترادفها
تهی یافتن، خالی دیدن
متضادها
پر یافتن
لغت نامه دهخدا
خالی یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) تهی یافتن:
همی جست و روزیش خالی بیافت
بمردی بگفتار اندر شتافت.فردوسی.|| بخلوت یافتن. تنها یافتن. اِخلاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ): پس وزیر ابوعبداﷲ مهدی را خالی بیافت، آغالش کرد. ( مجمل التواریخ والقصص ).
فرهنگ فارسی
تهی یافتن
جمله سازی با خالی یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مریم مجدلیه (در انجیل یوحنا بهتنهایی، اما در اناجیل همنوا بههمراه زنان دیگر) در صبح یکشنبه بر سر گور عیسی میرود و از خالی یافتن آن متعجب میشود. علیرغم تعلیمات عیسی، شاگردانش متوجه نشده بودند که قرار است او دوباره برخیزد.