لغت نامه دهخدا
روزگار یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) عمر دراز یافتن:
مخالفان را یک روز روزگار مده
که اژدها شود ار روزگار یابد مار.مسعود رازی.وی را... نظیر نبود... روزگار یافت و در کارها نیکو تأمل کرد. ( تاریخ بیهقی ).
روزگار یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) عمر دراز یافتن:
مخالفان را یک روز روزگار مده
که اژدها شود ار روزگار یابد مار.مسعود رازی.وی را... نظیر نبود... روزگار یافت و در کارها نیکو تأمل کرد. ( تاریخ بیهقی ).
( ~. تَ ) (مص ل. ) مهلت یافتن.
عمر دراز یافتن
مهلت یافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از راحت روزگار جز نامی نیست بی رنج دلی یافتن کامی نیست
💡 قرآن با اینکه اشاراتی، هر چند اندک به زندگی محمد دارد، اما در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری با ثبات و صریح از او بهدست داده و دربرگیرنده اطلاعات نهان زیادی از زندگانی محمد است. مسلمانان گرچه قرآن را بزرگترین معجزه محمد میدانند، اما آن را کلام خدا میدانند؛ نه کلمات محمد. سوای آنکه قرآن، کلام خدا باشد یا کلام محمد، میتواند اولین و مهمترین منبع برای شناخت محمد و ابعاد زندگی او باشد. حتی خاورشناسانی که در منشأ آسمانی قرآن تردید دارند، آن را نوعی دستاورد پیامبرانه محمد و کلید بررسی تحول معنوی او در نظر گرفتهاند. قرآن عموماً در محافل آکادمیک غربی، بهعنوان عین کلام برآمده از زبان محمد در نظر گرفته میشود زیرا تلاشها برای یافتن آنچه متن دستنخورده و اولیه قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته باشد، ناموفق بودهاست.