خال گوشتی

مترادف‌ها

خال

لغت نامه دهخدا

خال گوشتی. [ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نقطه های برجسته از گوشت که گاهی بر پوست بدن انسان باشد.

فرهنگ فارسی

نقطه های برجسته از گوشت که گاهی بر پوست بدن انسان باشد.

جمله سازی با خال گوشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مشخص نیست که چه کسی برای نخستین بار در تاریخ، از پرتوهای یونیزان برای مقاصد درمانی استفاده کرد؛ اما یکی از اولین کوشش‌های این‌چنینی، به سال ۱۸۹۶ بازمی‌گردد که ویکتور دسپن،[پانویس ۳۴] به‌طور ناموفق، سعی در درمان سرطان معده با پرتوهای ایکس نمود. در آن زمان، پرتوها دارای انرژی کافی نبودند و به همین دلیل، پرتودرمانی را فقط برای غده‌های سطوحی، امکان‌پذیر می‌نمودند؛ البته این وضعیت با ابداع تجهیزات ویژه ۲۰۰ کیلوولتی در سال ۱۹۲۲ میلادی دچار دگرگونی شد؛ در همان سال، یک جراح اتریشی به نام لئوپولد فرویند، چگونگی درمان یک خال گوشتی با پرتوهای اشعه ایکس را برای نخستین بار، به انجمن پزشکی وین، نشان داد.

💡 پزشک متخصص پوست پس از معاینه دقیق، اعلام کرد که این خال گوشتی که روی گونه بیمار قرار گرفته است، کاملاً خوش‌خیم و بدون خطر است.

💡 در فرآیند جراحی‌های زیبایی، گاهی اوقات بیمار درخواست می‌کند که خال گوشتی یا ضایعات پوستی کوچک را برای داشتن چهره‌ای یکدست‌تر از پزشک درخواست کند.

💡 اگر متوجه شدید که یک خال گوشتی در بدن شما دچار تغییر رنگ، اندازه یا شکل شده است، حتماً باید در اسرع وقت به متخصص پوست مراجعه کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران