لغت نامه دهخدا
خال عصی. [ ل ِ ع َ صا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از گناه باشد که در مقابل ثواب است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
خال عصی. [ ل ِ ع َ صا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از گناه باشد که در مقابل ثواب است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کنایه از گناه باشد که در مقابل ثواب است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زلفوارش سر ز تن ببریده جلاد اجل بر دل هرک از خلافت خال عصیان یافته
💡 با سیه رویی نیم نومید از حسن قبول عنبر دریای رحمت خال عصیان من است
💡 جرمی که آدم کرده بود از آب رویت شسته شد بر روی اولاد بشر حق خال عصیان خوش نکرد