لغت نامه دهخدا
خارچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) نام گیاهی است که از تازه آن ترشی لذیذ سازند. ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 378 ).
خارچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) نام گیاهی است که از تازه آن ترشی لذیذ سازند. ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 378 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انواع مختلفی از خارچهها وجود دارند که بسته به اندام حسی که به آن تعلق دارند، متفاوت هستند.
💡 در ستیغ شنوایی، هر خارچه به بسامد خاصی از ارتعاش حساس است. خارچههای نزدیک به مرکز ستیغ به بسامدهای پایین و خارچههای دورتر به بسامدهای بالا حساس هستند. این چیدمان منظم به حشره امکان میدهد تا فرکانسهای مختلف را تشخیص دهد، شبیه به عملکرد گوش داخلی در پستانداران.
💡 خارچه در نهایت لرزش مکانیکی را به یک تکانه عصبی تبدیل میکند که به گانگلیون بالاتر ارسال میشود، جایی که اطلاعات ترکیب و/یا به یک رفتار منتج پردازش میشود. اطلاعات مکانیکی حسی دریافتی توسط خارچه معمولاً به دلیل سازوکار فیزیکی فعال کردن یک تکانه عصبی، سریعتر از بازخورد بصری منتقل میشود. نورونهای حسی همراه با خارچه نیز قطر بزرگتری دارند و سرعت هدایت را افزایش میدهند.
💡 سلولهای حسی خارچهها همچنین ممکن است بر اساس ساختار، مکان و تعداد سلولهای حسی (مثلاً دو یا سه) گروهبندی شوند.
💡 همانگونه که از نام این گونه برمیآید این ستاره دریایی خارچههایی گرزمانند دارد.
💡 در برخی از پروانهها، زنبورهای عسل و مگسهای میوه، برآمدگیهایی از خارچه در اندامهای جانستون مستقیماً به مناطقی از مغز میرسد.