خارزن
لغت نامه دهخدا
خارزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) کسی که خارکنی می کند. خارکن. رجوع به خارکن در این لغت نامه شود.
خارزن. [زَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان نائین واقع در 12 هزارگزی باختر نائین و 2 هزارگزی راه اردستان به نائین محلی است جلگه ای و معتدل و سکنه آنجا 126 تن زبانشان فارسی و مذهبشان شیعه است. آب آنجا از قنات و محصولات آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و راه ماشین رو میباشد. ( نقل از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).
جمله سازی با خارزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از محله های آبچوئیه میتوان به نام خارزنان،(ریگار)، (محمدآباد)، (مسسونه یا مستانه)، عیشآباد، «پهن گان»، و «وازبز» پرداخت.
💡 بدان خارزن گفت ز ایدر برو همی خارکندی کنون زر درو
💡 بدان خارزن داد دینار چند بدو گفت کاکنون شدی ارجمند
💡 چنین گفت با خارزن شهریار که گر گوسفندش ندانی شمار
💡 گر خارزن آمد است عشقش تو روی بدان گل و سمن دار