لغت نامه دهخدا
خارب. [ رِ ] ( ع ص ) دزد.( المنجد ) ( اقرب الموارد ). || شتردزد. ( آنندراج ). کسی که شتر دیگری را بدزدد. ( منتهی الارب ).
خارب. [ رِ ] ( ع ص ) دزد.( المنجد ) ( اقرب الموارد ). || شتردزد. ( آنندراج ). کسی که شتر دیگری را بدزدد. ( منتهی الارب ).
دزد و شتر دزد کسی که شتر دیگری را بدزدد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سحاب قهر او هرگه که باران بلا بارد خراب آباد عالم را بود سیل فنا خارب