خار کشیدن

لغت نامه دهخدا

خار کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل خار کردن. || تحمل ناراحتی نمودن. کارهای سخت و صعب تحمل کردن. مؤلف آنندراج معتقد است تخصیص خار بصله «به » بیجاست و همچنین تخصیصش به «از» نیز صحیح نیست یعنی به خار کشیدن بمعنی درآوردن و از خار کشیدن بمعنی برآوردن. چون:
اول سری برخنه دیوار می کشم
دیگر به آشیانه خود خار می کشم.صائب ( از آنندراج ).بیت فوق مثال برای به خار کشیدن است یعنی به آشیانه خود خار می کشم.
سوزن تمام چشم شد از انتظار من
با ناخن شکسته ز پا خار می کشم.صائب ( از آنندراج ).بیت فوق مثال برای از خار کشیدن یعنی ازپا خار می کشم.

فرهنگ فارسی

حمل خار کردن تحمل ناراحتی نمودن کارهای سخت و صعب تحمل کردن.

جمله سازی با خار کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون سیل سبکسیر درین بادیه ما را از پای طلب خار کشیدن نگذارند

💡 دل زان مژه تیز به یکبار کشیدن دامن به درشتی بود از خار کشیدن

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز