فرهنگ فارسی
زیستن. حیی.
زیستن. حیی.
[ویکی الکتاب] معنی حَیَاةِ: زندگی
ریشه کلمه:
حیی (۱۸۴ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه ز نطفه آفرید سرو قدان دلفریب کرد ز چشمهٔ حیاه آب روان، روان توئی
💡 گشته درون سینهام نخل امید جا بجا کرده روان زهر سخن آب حیاه جو بجو
💡 سپرده خاک جناب تو گرد نان بر دوش کشیده گرد بساط تو گرد نان به حیاه
💡 تا همت اختلاف خلق نماند زین موافق نموده جز به حیاه
💡 روح بخشی کو دهد هر دم حیاه تازهٔ دم بدم جان بخشد و ما در رهش قربان کنیم
💡 ایمان ما و قوت اسلام و دین ما از ما جدا مکن بجدا گشتن حیاه