حیال

لغت نامه دهخدا

حیال. ( ع اِ ) رشته ای که میان هر دو تنگ شتر بندند تا تنگی که جانب ران میباشد بر غلاف نره شتر نیفتد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )( ناظم الاطباء ). || دو بازوی چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || مقابل. ( منتهی الارب ). رویاروی چیزی. ( آنندراج ): قعد حیاله و بحیاله؛نشست مقابل وی. ( منتهی الارب ). مقابل و روبروی هر چیز. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) آبستن نشدن ناقه بعد از گشن دادن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و کذلک النخل. ( منتهی الارب ). || بار دادن خرما در یک سال و بار ندادن در سال دیگر. ( اقرب الموارد ). رجوع به حوول و حول شود. || ( ص ) ج ِ حائل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به حائل شود.

فرهنگ عمید

۱. [جمعِ حائل] = حائل
۲. رشته ای که میان دو تنگ شتر می بندند.

فرهنگ فارسی

رشت. که میان هر دو تنگ شتر بندند تا تنگی که جانت ران میباشد بر غلاف نر. شتر نیفتد.

جمله سازی با حیال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکس به حیال دگر از وصل تو شادست هنگامهٔ ‌کنج دهن و موی میانی

💡 حیالین مصیاف (به عربی: حیالین مصیاف) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی مصیاف واقع شده‌است. حیالین مصیاف ۱٬۷۰۹ نفر جمعیت دارد.

💡 کتاب ترا فکر حساب است و کتاب است حساد مرا مکر و فسادست و حیال است

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز