کلمهی «حلاجت» در فارسی به معنای پنبهزنی یا کار مرتبط با پنبه و پیشهی حلاج است. این واژه از ریشهی عربی «حلاج» گرفته شده که به کسی گفته میشود که پنبه را تمیز و آمادهی استفاده میکند. در منابع قدیمی، «حلاجت» به شغل و هنر پنبهپاککنی یا ندافی اشاره دارد و به فعالیت فنی و صنعتی پنبهکاران مربوط میشود. این اصطلاح بیشتر در متون تاریخی و فرهنگهای لغت برای توصیف شغل یا حرفهی حلاجان به کار رفته است. در ادبیات فارسی کلاسیک، «حلاجت» نشاندهندهی مهارت و کار دقیق در پردازش پنبه بوده است. از نظر اجتماعی، حلاجت شغلی محترم و ضروری در صنایع نساجی و تولید پارچه محسوب میشده است. این واژه با مفاهیمی مانند پنبهزنی، ندافی و حلاجی هممعنی است. در مکالمات روزمره امروزی کمتر کاربرد دارد و بیشتر در اسناد تاریخی یا متون قدیمی دیده میشود.
حلاجت
لغت نامه دهخدا
حلاجت. [ ح ِ ج َ ] ( ع اِمص ) پنبه زنی. ندافی. حلاجی. ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. پیشۀ حلاج.
۲. پنبه زنی.
۳. پنبه پاک کنی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پنبه زنی پنبه پاک کنی شغل حلاج
جمله سازی با حلاجت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگو عطار هیلاجت دمادم که حلاجت بود دردم دمادم