لغت نامه دهخدا
حقیقت بین. [ ح َ قی ق َ ] ( نف مرکب ) آنکه بحقایق امور بیناست:
سخنی بی غرض از بنده مخلص بشنو
ای که منظور بزرگان حقیقت بینی.حافظ.
حقیقت بین. [ ح َ قی ق َ ] ( نف مرکب ) آنکه بحقایق امور بیناست:
سخنی بی غرض از بنده مخلص بشنو
ای که منظور بزرگان حقیقت بینی.حافظ.
۱. کسی که به حقیقت هر چیز می نگرد.
۲. آن که حقیقت را درمی یابد.
( صفت ) کسی که همه چیز را از دریچ. حقیقت بنگرد واقع بین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر حقیقت بین شوی، خون دل خود می خوری آنکه سرمست شراب ارغوان دولت است
💡 یکی اندر حقیقت بین تو دلدار که میگوید دمادم در سخن یار
💡 ایدل ار بر گرد مردان حقیقت بین رسی دیده تحقیق را باید منور داشتن
💡 ساقی بزم حقیقت بین، تو باز کی کم ست از ساقی بزم مجاز؟
💡 حقیقت بین شو و در خود نظر کن چو قطره سوی بحر او گذر کن
💡 حقیقت بین شو و در وی نظر کن بجز او از وجود خود بدر کن