لغت نامه دهخدا
حق التدریس. [ ح َق ْ قُت ْ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) پاداشی که بمدرس دهند برای درس گفتن. حق التعلیم.
حق التدریس. [ ح َق ْ قُت ْ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) پاداشی که بمدرس دهند برای درس گفتن. حق التعلیم.
( ~ُ. تَّ ) [ ع. ] (ص مر. ) وجهی که در ازای تدریس به استاد و آموزگار پرداخت شود، آموزانه (فره ).
کارمزدی که به مدرس در برابر تدریس پرداخت می شود.
( اسم ) وجهی که معلمی درازای ساعات تدریس خود دریافت کند.
پاداشی که به مدرس دهند برای درس گفتن
وجهی که در ازای تدریس به استاد و آموزگار پرداخت شود، آموزانه (فره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایرج وامقی (۱۳۱۱ در صحنه - ۲۹ آبان ۱۳۷۹ در کرج) شاعر، زبانشناس و استاد حق التدریس دانشگاه آزاد کرج بود.
💡 این واحد در خرداد سال ۱۳۷۶ به صورت شعبهای از واحد تهران جنوب تأسیس شد و در آذرماه ۱۳۷۷ به عنوان یک واحد دانشگاهی با درجه بزرگ فعالیت خود را با راهاندازی رشتههای مترجمی زبان انگلیس، کاردانی کامپیوتر، کارشناسی حقوق قضایی و با جذب ۴۰۱ نفر دانشجو آغاز نمود. دانشگاه اسلامشهر دارای کلیه مقاطع آموزشی در سیستمهای آموزشی تماموقت، پارهوقت و آموزش معلمان و شش گروه عمده تحصیلی شامل: علوم انسانی، حسابداری، علوم پایه، فنی و مهندسی، كشاورزی، تربیتبدنی و هنر فعالیت خود را آغاز نمود و هماکنون با حدود بيش از ۳۰۰ نفر عضو هیأت علمی تمام وقت و حدود ۷۸۰ نفر استاد حق التدریس، حدود ۳۵۰ نفر کارمند و حدود ۲۴هزار نفر دانشجو در حال فعالیت است.