حفظ کردن

لغت نامه دهخدا

حفظ کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرفتن. یاد گرفتن. برکردن. از بر کردن. بخاطر سپردن. توقم. فراگرفتن. نگاه داشتن به ذهن. || محافظت کردن. نگه داشتن. نگاهداری کردن. حراست. صیانت. بقو. بقاوت. گوش داشتن. پاس داشتن. ضبط. رجوع به حفظ شود. || حفظ کردن از؛ پائیدن از. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - نگهدای کردن نگاهبانی کردن. ۲ - بیاد سپردن از بر کردن.

فرهنگستان زبان و ادب

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← حفظ

جمله سازی با حفظ کردن

💡 واژه‌های بکار رفته در گزارش از این گفتگوها عبارت است از «منع» به معنای مصون داشتن و حفظ کردن و «أوی» به معنای پناه دادن. در برخی گزارش‌ها هم از «نصر» استفاده شده‌است؛ اما با قیدهای گفتاری پس از آن همان مفهوم گزارش‌های فوق بدست می‌آید.

💡 پتنت‌ها یا حق امتیازها برای پیشرفت علم و تکنولوژی و همچنین حفظ کردن حقوق مخترعین طراحی‌شده‌اند. در صورتی که چنین قوانینی وجود نداشتند، مخترین باید اختراعات خود را از بقیه مخفی می‌کردند اما با بودن قانون «حق انحصاری»، مخترعین می‌توانستند اطمینان خاطر داشته باشند که در صورت اختراع چیزی و اطلاع رسانی در مورد آن به عموم مردم، تا زمان معقولی خواهند توانست از آن سود کسب کنند.

💡 اگر من پاسخ استالین را نمی‌پذیرم، به این خاطر است که من هنوز آماده نیستم تا سوسیالیسمِ دموکراتیک را، با تمامی ناکامی‌ها و نوسانات آن طی سال‌های پسین، به عنوان یک ضرر کامل حذف کنم… سوسیالیسمِ دموکراتیک تنها وسیله برای ایجاد یک نظم جدید بر چیزی است که در تمدن امروزی ارزش‌مند بوده و ارزش حفظ کردن را دارد.

💡 به‌یادسپاری یک روش حفظ کردن مبتنی بر تکرار است. این ایده براساس بازیابی خاطرات به تکرار آنها رابطه دارد و هرچه فرد بیشتر آن را تکرار کند زودتر آن را به خاطر خواهد آورد.

💡 خشم را یکی از حالات طبیعی انسان‌ها می‌دانند که در واقع راهی است برای نجات دادن یا حفظ کردن فرد از یک نگرانی یا خطر که در حال وقوع است.

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز