لغت نامه دهخدا
( حزامة ) حزامة. [ ح َ م َ ] ( ع مص ) حَزم. حُزومت. هوشیاری. ( دهار ). هشیار شدن. ( تاج المصادربیهقی ). هوشیار و آگاه شدن در کار. ( منتهی الارب ).
( حزامة ) حزامة. [ ح َ م َ ] ( ع مص ) حَزم. حُزومت. هوشیاری. ( دهار ). هشیار شدن. ( تاج المصادربیهقی ). هوشیار و آگاه شدن در کار. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تمامی کارهای ادبی حزامه حبایب اعم از داستان یا قصههای کوتاه، روح هویت فلسطینی بچشم میخورد. او این هویت فلسطینی را در ترجمههایش نیز نمایان میساخت. کما این که در ژوئن ۲۰۱۳ در کتابی که به عربی ترجمه کرد، مسئله فلسطین و سیاستهای ظالمانه ای که اسرائیل در حق فلسطینیها اعمال میکرد را منعکس نمود.
💡 علیرغم معروفیت حزامه حبایب در زمینه داستانسرایی ولی در زمینه شعر بهخصوص شعر آزاد نیز معروفیت داشت. او در ماه مه ۱۹۹۰ مجموعه ای از اشعار تحت عنوان «صورتها» در مجله لندنی «ناقد» منتشر شد. وی جزو هشتاد شاعر عرب بود که در آن زمان شعرهایشان در مجله فوق که یک مجله خاص در زمینه شعر بود انتشار مییافت.