حرکت موزون

لغت نامه دهخدا

حرکت موزون. [ ح َ رَ ک َ ت ِ م َ / مُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرکت منظم. حرکت بجا.

فرهنگ فارسی

حرکت منظم و حرکت بجا

جمله سازی با حرکت موزون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نوامبر ۱۸۱۷، چالمرز با استفاده از یک مراسم موعظهِ گرامی‌داشت از شاهدخت شارلوت ولز، درخواست نمود تا یک تلاش بشارتی برای رسیدگی به وضعیت اجتماعی در گلاسگو آغاز شود. قصبه وی حدود ۱۱٬۰۰۰ نفر جمعیت داشت، اما تقریباً یک سوم آن با کلیسا در ارتباط نبودند. او براین باور بود که سازمان‌های کلیسایی، با میزان رشد جمعیت در شهر، حرکت موزون نداشته‌اند. او اعلام کرد که بیست کلیسای جدید همراه با قصبه‌ها، باید در گلاسگو بلند شود؛ و او کار برای احیای مجدد اقتصاد کلیسایی اسکاتلند را شروع کرد. شورای شهر به ساختن یک کلیسای جدید و ضمیمه نمودن آن به قصبه‌ای دارای ۱۰٬۰۰۰ نفر جمعیت که بیشتر متشکل از نساجان، کارکنان و کارگران کارخانه بود، موافقت نموده و مسئولیت آن را به چالمرز پیشکش نمودند.

💡 گر بی خبری باش تو ساکن چو جماد ور باخبری پس حرکت موزون کن

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز